جالب ترین وبلاگ پارسی

علمی -موفقیت-مثبت اندیشی-اطلاعات عمومی

فوتبال ما مثل همه چیز ما!
ساعت ۱٢:۳٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱/۱٥   کلمات کلیدی:
راستش را بخواهید هم قصه تعیین وهم ماجرای تغییر سرمربی تیم ملی فوتبال ایران، باز هم همان حکایت همیشگی کارهای کارشناسی نشده و عجولانه و سریال برخوردهای سیاسی و بدون درایتی است که متاسفانه سالها خصوصا در عرصه ورزش همه به آن خو گرفته ایم. واقعیت این است که فوتبال ماهم مثل بقیه چیزهای ماست! در کدام مسئله با آینده نگری و بررسی همه جوانب آن و مشورت خبرگان و فرهیختگان کشور قدم از قدم برداشته ایم که در فوتبال چنین باشیم.

به کسی برنخورد ولی ما کشوری هستیم که همیشه به قیمت صدمات سنگین و جبران ناپذیر راهمان را پیدا می کنیم وبه قیمت جان مردم مشکلاتمان را حل می کنیم. تا ساختمانی فرونریزد و چندین نفر زیر بار آن له نشوند به ایمنی نمی اندیشیم. تا زلزله ای بشدت 6 ریشتر نیاید و ده ها هزار نفر زیر بار مصالح ساختمان هایی که 3 سال نیست ساخته شده اند نمانند، ما به نظارت بر ضدّ زلزله بودن بناهایمان نمی پردازیم. تا کسی در چاه نیفتد سر چاه را نمی گذاریم.
تا هر سال 30 هزار نفر انسان در جاده هایمان نمیرند به فکر اصلاح جاده ها و برخورد با تخلفات حادثه ساز و توقیف خودروها نمی رسیم (باز هم گلی به جمال سردار عزیز رویانیان که این همّت و شجاعت را بخرج داده است و میداندار این حرکت موثر شده است که جای تقدیر بسیار دارد) و.......گاهی حتِّی به قیمت جان انسانها هم حاضر به اصلاح روش ها نیستیم.

مثلا خودروسازان بزرگ کشور که سایه هیچ رقیبی را هم بر سر خود حسّ نمی کنند علیرغم 30 هزار کشته سالیانه در جاده ها و چندین برابر مجروح و مصدوم و معلول، حاضر به افزایش ایمنی خودروها و استفاده از ایربک و ترمز ا بی اس( که شتر ها و قاطرهای جدید هم به آن مجهّز هستند !!!) نیستند. جاده ها خراب، ماشین ها غیر ایمن، رانندگی ها افتضاح ، فرهنگ سازی ها در حدّ صفر ، برخورد با تخلفات در حد ّ هیچ .....خب بنظر میرسد که که چندین برابر این درگذشتگان( خداوند آنها را بیامرزد) که بهمراه خود سی هزار خانواده را و هزاران خانواده وابسته را عزادار می کنند، جان خود با شانس و اقبال بلند به سلامت برده اند و از این انتحارهای دستجمعی جان بدر برده اند.

اکنون فوتبال ما هم چیزی مثل بقیه چیزهای ما از قبیل همین آمار وحشتناک تصادفات جاده ای و بی نظمی های متعدد و متنوع اجتماعی ، وضعیت آموزشی وخیلی چیزهای دیگر ماست چرا بعضی ها انتظار معجزه از فوتبال ما دارند؟

قصد من حمایت از علی دایی نیست اگر چه حدّاقل بخشی از شخصیت علی دایی انصافا قابل تجلیل و در میان فوتبالیست های ما یا بی نظیر و یا کم نظیر است و یا چگونه می توان مثلا از خدمات ارزشمند او به ورزش ما و بلندی نام ایران در سراسر جهان یاد نکرد.

شاید برایتان جالب باشد که بگویم در خارج از کشور بسیاری از مردم جهان، ایران را با علی دایی می شناسند. او برای عزّت ایران از جان مایه گذاشته و سزاوار نیست اکنون هر که از راه می رسد عقده گشایی کند و "فتاده را پای زند".
ضعف بزرگ او در تعامل با رسانه ها و مطبوعات و غروری که داشت صدمات سنگینی را به او وارد کرده است، و چقدر خوب مهران مدیری تنظیم شده یا نشده در مرد دو هزار چهره نقش مطبوعات آن چنانی را به تصویر کشید ! در هر حال غرض این است که در کدام بخش ما به استانداردهای جهانی نزدیک شده ایم که الان انتظار داریم در فوتبال به این درجات برسیم؟

از سوی دیگر واقعا مثلا در همین بحث خودروسازان که اشارتی به آن شد بنظر شما خودروسازی که ماشین های بی کیفیت بدون حدّاقل های ایمنی و استانداردهای زیست محیطی تولید میکند و سلامت مردم را در همه ابعاد تهدید می کند و بعد چند برابر قیمت تمام شده به مردم مظلوم آن را می فروشد و حتّی در بازار بی صاحب و بدون رقابت داخلی در شرایطی که قیمت خودرو درجریان بحران اقتصادی اخیر دربعضی کشورها تا نصف کاهش یافته، حاضر نیستند این ماشین های بی کیفیت بی خاصیت را حتی یک میلیون تومان ارزان کنند و جالب تر اینکه بر سر مردم منّت هم می گذارند که که قیمت این خودرو ها را در سال جدید افزایش نداده اند !!

به نظر شما صدمه این افراد به کشور بیشتر است یا علی دایی؟! به نظر شما این افراد برای تعویض سزاوارترند یا علی دایی؟ کسانی که با گذشت سه دهه از انقلاب اسلامی و اینهمه رفت و آمد های پر سر و صدای دولت های مختلف همّت نکرده اند تا حدّاقلّ جاده های شدیدا حادثه خیز (که خودشان به آنها می گویند جاده های مرگ) را شناسایی و آنها را اصلاح کنند تا شاهد اینهمه مرگ ومیر و مصیبت های خانمانسوز نباشیم، آنها برای توبیخ سزاوارتند یا علی دایی ؟ کسانی که با بی تدبیری در سیاست گذاری بازار مسکن قیمت مسکن را در عرض یکسال به سه-چهار برابر رساندند، بنحوی که خرید مسکن مناسب از دسترس اغلب اقشار عمومی مردم خارج شد(و البته در دولت نهم با تدابیری که لایق تقدیر است و البته با استمداد از بحران اقتصاد جهانی قیمت چند برابر شده و کاذب مسکن تا حدی کاهش قیمت داشته است) به اخراج لایقترند یا علی دایی؟
 
مسئولینی که آن افتضاح را در المپیک به بار آوردند باید تنبیه شوند یا علی دایی؟

بگذارید بهتر بپرسم آیا در کنار توبیخ دایی در فوتبال بدلیل اینکه دل هزاران و بلکه میلیونها هوادار تیم ملی را شکسته و به اعتبار فوتبال ما لطمه وارد کرده است ، با آنها که عامل مرگ ومیر سالی 30000 نفر که در سه دهه می شود 900 هزار نفر، و با احتساب مصدومین و معلولین و خانواده های داغدار به میلیونها نفر صدمات غیرقابل جبران روحی و روانی وارد کرده و هزاران فرزند را یتیم ،هزاران زن را بی شوهر و هزاران مرد را بی همسر و هزاران پدر و مادر را داغدار فرزندانشان کرده اند هم، برخوردی عبرت آموز می شود؟

آیا با کسانی که کرور ،کرور جوانان دسته گل ایرانی را به کام مرگبار بی بازگشت اعتیاد کشانده اند و از سال های آغازین رواج این کشنده خاموش در برابر تلاش برنامه ریزی شده و کثیف دشمنان این نظام الهی در بسط این بلای ویرانگر فقط تماشاچی بودند و هیچ نکردند تا این سمّ مهلک در شریان های اجتماع چنین پرشتاب جریان یافت، هم برخوردی قاطع صورت می گیرد؟ اصلا کسی در این کشور به جرم عدم فرهنگ سازی برای خانواده ها و شناساندن مخدّرها به مردم، و بررسی دقیق و علمی راه های مبارزه با این معضل اجتماعی ، حتی عتابی دیده یا تشری شنیده است؟

باید منصف بود فوتبال ما ، مثل همه چیزهای دیگر ماست سخت نگیرید !!

دکتر علیرضا مخبر دزفولی
منبع:سایت تابناک