جالب ترین وبلاگ پارسی

علمی -موفقیت-مثبت اندیشی-اطلاعات عمومی

سفر در زمان چطور انجام می شود؟
ساعت ٩:٢٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٦/۱٢/٢٥   کلمات کلیدی:

یکی از جالب ترین افکار بشر ،ایده جا به جایی در بعد زمان است. البته اگر از یک بعد دیگر به قضیه نگاه کنیم همه ما مسافر زمان هستیم. همین الان که شما این را می خوانید، زمان در حول و حوش و به پیش می رود و آینده به حال و حال به گذشته تبدیل می شود.نشانه اش هم رشد موجودات است . ما بزرگ می شویم و می میریم پس زمان در جریان است.

آلبرت اینشتین با ارائه ی نظریه ی نسبیت خاص نشان داد که این کار از نظر تئوری شدنی است.بر طبق این نظریه اگر شیئی به سرعت نور نزدیک شود گذشت زمان  برایش آهسته تر صورت می گیرد بنابر این اگر بشود با سرعت بیش از سرعت نور حرکت کرد،زمان به عقب برگردد.مانع اصلی این است که اگر جسمی به سرعت نور نزدیک شود جرم نسبی آن به بی نهایت میل می کند لذا نمی شود سرعتی بیش از سرعت نور پیدا کرد اما شاید یک روز این مشکل هم حل شود.بر خلاف نویسنده ها و خیال پردازان که فکر می کنند سفر در زمان باید با یک ماشین انجام شود،دانشمندان بر این عقیده هستند که این کار به کمک یک پدیده ی طبیعی صورت می گیرد در این خصوص 3 پدیده مد نظر است:

1- سیاه چاله های دوار 2- کرم چاله ها 3- ریسمان های کیهانی

تصویر یک سیاهچاله

سیاه چاله ها:

اگر یک ستاره چند برابر خورشید باشد و همه ی سوختش را بسوزاند ،از آن جا که یک نیروی جاذبه ی قوی دارد لذا جرم خودش در خودش فشرده می شود و یک حفره ی سیاه رنگ مثل یک قیف درست می کند که نیروی جاذبه ی فوق العاده زیادی دارد طوری که حتی نور هم نمی تواند از آن فرار کند.

اما این حفره ها بر 2 نوع هستند یک نوعشان نمی چرخند لذا انتهای قیف یک نقطه است.در آن جا هر جسمی که به حفره مکش شده باشد نابود می شود. اما یک نوع دیگر سیاه چاله نوعی است که در حال دوران است برای همین ته قیف یک قاعده دارد که به شکل حلقه می باشد .مثل یک قیف واقعی است که تهش باز است همین نوع سیاه چاله است که می تواند سکوی پرتاب به آینده یا گذشته باشد. انتهای قیف به یک قیف دیگر به اسم سفید چاله می رسد که درست عکس آن عمل می کند.یعنی هر جسمی را به شدت به بیرون پرتاب می کند.از همین جاست که می توانیم پا به زمان ها و جهان های دیگر بگذاریم.

کرم چاله:

یک سکوی دیگر گذراز زمان است که می تواند در عرض چند ساعت ما را چندین سال نوری جا به جا کند . فرض کنید دو نفر دو طرف یک ملا فه را گرفته اند و می کشند.اگر یک توپ تنیس بر روی ملافه قرار دهیم یک انحنا در سطح ملافه به سمت توپ ایجاد می شود.

اگر یک تیله بر روی این ملافه قرار دهیم به سمت چاله ای که آن توپ ایجاد کرده است می رود.این نظر اینشتین است که کرات آسمانی در فضا وزمان انحنا ایجاد می کند درست مثل همان توپ روی ملافه.حالا اگر فرض کنیم فضا به صورت یک لایه ی دو بعدی روی یک محور تا شده باشد و بین نیمه ی بالا و پایین آن خالی باشد و دو جرم هم اندازه در قسمت بالا وپایین مقابل هم قرار گیرد،آن وقت حفره ای که ایجاد می کنند می تواند به هم دیگر  رسیده و ایجاد یک تونل کند.مثل این که یک میان بر در زمان و مکان ایجاد شده باشد،به این تونل کرم چاله می گویند.

این طور تصورمیشود که یک کهکشانی که ظاهرا میلیون ها سال نوری دور از ماست،از راه یک چنین تونلی بیش از چند هزار کیلومتر از ما دور نباشد.در اصل می شود گفت کرم چاله تونل ارتباطی بین یک سیاه چاله ویک سفید چاله است و می تواند بین جهان های موازی ارتباط برقرار کند و در نتیجه به همان ترتیب می تواند ما را در زمان جابجا کند . آخرین راه  سفردر زمان ریسمان های کیهانی است . طبق این نظریه یک سری رشته هایی به ضخامت یه اتم در فضا وجود دارند که کل جهان را پوشش می دهند و تحت فشار خیلی زیادی هستند .این ها هم یک نیروی جاذبه خیلی قوی دارند که هر جسمی را سرعت می دهند وچون مرز های فضا زمان را مغشوش می کند لذا می شود از آن ها برای گذر از زمان استفاده کرد .

تونل زمان :واقعیت یا خیال ؟

حالا این ها را گفتیم ولی چند اشکال در این کار است . اول اینکه اصلا نفس تئوری سفر در زمان یک پارادوکس است.پارادوکس یعنی چیزی که نقص کننده (نقیض) خودش در درونش است . یک مثال:اگه خدامی تواند هر کاری را انجام دهد پس آیا می تواند سنگی درست کند که خودش هم نتواند تکانش دهد ؟این یک پارا دوکس است چون اگر بگوییم آری پس آن وقت با اینکه خدا هر کاری انجام دهد متناقض است واگر بگوییم نه باز هم همان می شودیعنی خدا نمی تواند هر کاری را انجام دهد یک مثال دیگر این است که اگر من در زمان به عقب بر گردم به تاریخی که هنوز به دنیا نیامده بودم پس چطور می توانم آنجا باشم . یا مثلا اگر برگردم و پدر بزرگ خودم را بکشم پس من چطوربه وجود آمده ام ؟

یک راه حلی که برای این مشکل پیدا شده ،نظریه جهان های موازی است.طبق این نظریه امکان دارد چندین جهان وجود داشته باشد که مشابه جهان ماست اما ترتیب وقایع در آنها فرق می کند . پس وقتی به عقب برمی گردیم در یک جهان دیگر وجود داریم نه در جهانی که در آن هستیم .طبق این نظریه  بی نهایت جهان موازی وجود دارد وما هر دستکاری که در گذشته انجام بدهیم یک جهان جدید پدید می آید !