جالب ترین وبلاگ پارسی

علمی -موفقیت-مثبت اندیشی-اطلاعات عمومی

نگريستن به مرگ
ساعت ۱۱:٢۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٦/٩/٢۸   کلمات کلیدی:

نگريستن به مرگ

 در 1978 يك نگهبان شب 52 ساله، دچار دومين حمله ي قلبي شديد خود شد و تجربه ي نزديكي به مرگ را آزمود. او با ناباوري احساس كرد از قالب بدنش بيرون رفته و به جراحي قلب خود مي نگرد. بعد ها جزئيات دقيقي از اعمالي را كه جراحان بر روي او انجام مي دادند شرح داد. او همچنين از مشورت هاي پزشكي ميان اطباء در مورد خود آگاه بود. اما از همه عجيب تر آن بود كه شرح داد يكي از دكتر ها كفش چرمي زرد به پا داشت و ديگري زير ناخنش خون جمع شده بود.

چنين شرح و توصيف دقيق توسط بيماراني كه نزديكي به مرگ را تجربه كرده اند دكتر مايكل سابوم از دانشگاه فلوريدا را متقاعد كرد كه اين پديده را به آساني شرح داد.

دكتر سابوم در 1976 به همراه ساراكرويتزيگر روانشناس سعي كردند در ميان بيماران بيمارستان كساني را پيدا كنند كه اين تجربه را از سر گذرانده بودند. او به زودي متقاعد شد كه پديده ي نزديكي به مرگ تجربه اي است معتبر و سعي كرد براي آن توضيحي منطقي پيدا كند.

بيماري كه تا آستانه ي مرگ رفته بود و بازگشته بود تجربه اي كلاسيك را براي آن ها شرح داد.

دكتر سابوم موارد زيادي را بررسي كرد. در يكي از موارد بيمار توصيفي دقيقي از دستگاه ديفيبريلاتور (دستگاهي كه امواج الكتريسيته را به قلب مي فرستد تا ضربان هماهنگ يا سريع را كنترل كند.) را شرح داد. دكتر سابوم نوشت تا بيمار اين دستگاه را نديده باشد نمي تواند درباره ي آن بنويسد.

ظرف سال هاي بعد دكتر سابوم مشاهدات خود را جمع آوري كرد و نتيجه گرفت حدود 27 تا 47 درصد بيماران اين تجربه را از سر گذرانده اند. او نتيجه گيري كرد بيماراني كه حدود 60 ثانيه در آستانه ي مرگ قرار گرفته اند بيشتر از ديگران اين تجربه را از سر گذرانده اند تا كساني كه به سرعت به زندگي باز گشته اند. او ثابت كرد داستان همه ي كساني كه بازگشته اند تقريبا يكسان است. از بدن خود جدا مي شوند، قادرند جسم خود را ببينند و بعضي از آن ها به سير و سيحتي باورنكردني پرداخته اند آنچنان كه مايل به بازگشت نبوده اند.

در انگلستان دكتر مارگارت گري، اطلاعاتي درباره ي پديده ي نزديكي به مرگ جمع آوري كرد كه بسيار شبيه كار محققان آمريكايي بود. او زماني به موضوع علاقه مند شد كه در هندوستان تجربه ي مشابهي را از سر گذراند. 18 ماه طول كشيد تا 41 مورد در انگلستان و آمريكا جمع آوري شد. بيشتر تحقيقات او مشابه ي تجربه ي ديگران بود اما در مواردي نيز چند اختلاف فاحش وجود داشت. او كشف كرد كه درصد قابل توجهي از كساني كه نزديك به مرگ بوده اند از تجربه ي منفي سخن گفته اند. مطلبي كه دكتر مايكل رادلينگ كار ديولوژيست هم آن را گزارش كرد.

اين نوع تجربه بيماران را ترسانده بود و آن ها از بازگشت خود خوشحال بودند. اين تجربه آرامش تجربه ي نزديكي به مرگ را از ميان مي برد. هنوز قاعده ي شناخته شده اي وجود ندارد كه مشخص كند هر كس چه نوع تجبه اي را مي آزمايد. مثبت يا منفي. گرچه گري راولينگ معتقد است كه خودكشي منجر به نزديكي به مرگ از نوع منفي مي شود. مطالعه ي پديده ي نزديكي به مرگ از دهه ي هفتاد آغاز شد و به نظر مي رسد تنها قله كوه يخ عظيمي مورد بررسي قرار گرفته باشد. ممكن است هزاران نفر از مردم عادي تجربه ي منفي را از سر گذرانده باشند و در مورد آن سكوت كرده اند. شايد از ترس مضحكه ي مردم يا شايد نخواسته اند آن احساس دوزخي را با ديگران در ميان بگذارند.

محققان هنوز از ابراز عقيده هاي سفت و سخت در اين مرحله از مطالعات خودداري اما يافته هاي مهمي به دست آمده است. اگرچه پديده ي نزديكي به مرگ وجود قلمرو ديگري آنسوي حيات را اثبات نمي كند اما در عوض نشان مي دهد، جنبه هاي ديگري نيز در تصور انسان و ذهن او وجود دارد كه قبلا تصور آن ممكن نبود.

وجود تجربه ي نزديكي به مرگ بسياري از مردم را واداشته تا تصور خود را از مرگ از نو ارزيابي كنند. اين تجربه انسان را از تصورات و تعصبات قديمي دور مي كند. اين تجربه حركت فرد به سوي ناشناخته را ممكن و او را متحول مي سازد.

يكي از كساني كه اين تجربه را از سر گذرانيده مي گويد:« با احساس سرخوردگي از اينكه نمرده بودم بازگشتم. اما تغيير كرده ام زيرا مي دانم بعد از مردن زندگاني ديگري وجود دارد. من آنرا ديدم.»